محمدتقى نورى

272

اشرف التواريخ ( فارسي )

رؤسا و اون بيگيان تركمانيه حقيقت احوال « 1 » را - كما هو حقه - « 2 » به دربار توره جان « 3 » عرض و امير مزبور نيز قول آنها را پسنديده « 4 » متمنّى گرديد كه شاهزادهء ظفر شعار اين عزيمت « 5 » را ( 104 ب ) به فصل بهار انداخته ، ايش محمّد خان و همراهان او را رخصت انصراف و اذن انعطاف ارزانى فرمايند . ايجابا لمسئوله ، ايش محمّد خان و همراهان او را ، كلهم اجمعين ، مورد انعام و احسان بيكران و به خلاع فاخره و مناصب عليه سرافراز و معادل دو هزار تومان عراقى نقد و يك سر اسب يراق مرصّع و دو دست خلعت آفتاب طلعت از خلاع خاصّهء مباركه به جهت امير توره مرحمت و در دويم شهر رمضان المبارك از ركاب اشرف مرخص و مقضى الوطر عازم مرو گرديدند و « 6 » در زمان غيبت ايش محمّد خان ، چنانچه رسم و آيين ابناى زمان است ، بعضى از حسّاد و كوته‌انديشان جاه‌طلب ، از قبيل يخشى محمّد خان « 7 » و اوداق خان و غيره ، در خدمت امير توره زبان به سعايت او گشاده ، به بعضى كلمات واهى لاطايل و مزخرفات بيهودهء باطل خاطر امير توره را از ايش محمّد خان غبارآلود و مكدّر « 8 » ساختند . بعد از ورود ايش محمّد خان نظر به خدمات شايسته كه از او « 9 » در خدمت اشرف نسبت به امير توره به ظهور رسيد و چشم‌داشت تحسين و آفرين بود ، قضيه « 10 » نتيجهء برعكس بخشيده و « 11 » بعضى اسنادهاى دروغ به او داده ، حسب المرام اهل غرض « 12 » او را از نظر اعتبار انداخته ، گوشه‌نشين ساختند و يخشى محمّد خان « 13 » و اوداق خان به مشورت و مصلحت « 14 » يكديگر به كام دل شاهد حكمرانى را در برگرفته « 15 » ، امر مىگذرانيدند .

--> ( 1 ) . مج : حال . ( 2 ) . مج : كماكان . ( 3 ) . ملك : « جان » ندارد . ( 4 ) . مج : امير ناصر الدّين توره تصديق قول ايشان نموده . ( 5 ) . مج : ظفر شعار حصول مطلب ايشان . ( 6 ) . مج : « و » ندارد . ( 7 ) . ملك : يخشى خان . ( در مج « محمّد » در زير اسم اضافه شده است ) . ( 8 ) . مج : « و مكدر » ندارد . ( 9 ) . متن : ازو . ( 10 ) . مج : مطلب . ( 11 ) . مج : « و » ندارد . ( 12 ) . مج : « اهل غرض » ندارد . ( 13 ) . ملك : يخشى خان . ( در مج « محمّد » در زير اسم اضافه شده است ) . ( 14 ) . مج : به شور و صلاح . ( 15 ) . مج : در كنار گرفته .